النا برای اولین سال حضور در مراسم حضرت علی اصغر آماده می شود...
النا انگشت به دهان از حمام بیرون می آید...
گل اندام بانو و زعفران بانو نشسته روی کرسی،در جوار هم دل میدهند و قلوه میگیرند...
روز خوب النا در شهربازی....
هفته آخر شهریوره و النا خانم داره وارد 5 ماهگی میشه امروز به النا خیلی خوش گذشت،چون برای اولین بار وارد شهربازی شد و از اونجاییکه کم کم دنیای اطرافشو میشناسه فضای رنگارنگ شهربازی خیلی براش جذاب بود. النا حدود سه ساعتی با مامانی،عمه کوثر ، عمه الهام و عمو امیر پاساژها و شهربازی ستاره جنوب رو حسابی گشت،نیم ساعتی هم توی این شلوغی خوابید و کلی هم خندید و اغون بغون کرد... ...
نویسنده :
عمه الهام
12:18
النا بانو سوار بر ماشین آخرین سیستم،تمام اسباب بازیهایش را فرا می خواند...
سه ماه و نیم از تولد خانومی من میگذره و دوران رشد النا خانوم در هر مرحله از زندگیش،عکس العمل های جدید ما رو میطلبه.تو این مرحله از زندگی،دخترکم خیلی دوست داره که بغلش کنیم، باهاش حرف بزنیم و ساعت ها باهاش بازی کنیم.بعلت گرم بودن هوا ، بیرون از خونه رفتن هم کار آسونی نیست.بخاطر همین ما مجبور شدیم ماشین صورتی النای عزیزم رو داخل خونه پارک کنیم و درحالیکه گل اندام بانو سوار بر ماشین آخرین مدلش هست،از این اتاق به اون اتاق دورش بزنیم.کلی هم اسباب بازی باید دور و برش بریزیم که مبادا پرنسس حوصله شون سر بره. اینم از کار هر روز ما ...
نویسنده :
عمه الهام
9:35










