بدون عنوان
دوباره چند روز تعطیلی رسید و من بار سفر میبندم...
تعطیلات تاسوعا و عاشورا که با تعطیلات آخر هفته مقارن شده فرصت خوبی فراهم شد که دختر نازم رو برای دومین بار ببریم به دیدار بابابزرگ و مامانبزرگ بابایی که آخرین بار سه ماهگی دخترم رو دیدن و خیلی اصرار به دیدن النا خانم داشتن. تو این ایام عزاداری از همه دوستان التماس دعا دارم... ...
نویسنده :
عمه الهام
16:32
روز خوب النا همراه با خانواده در سیخوران بندر عباس(سه شنبه 92/06/26)
اینم گیر مو های خوشکلی که خاله فاطی به خواهر زاده اش داده،دستت طلا خاله جون
بدون شرح...
گل اندام به پیک نیک میرود...
امروز یکشنبه 92/06/03 چون بابایی عصر کار بود،ما هم حوصله مون سررفته بود با عمه الهام تصمیم گرفتیم برای اولین بار تو رو باکالسکه ببریم تو محوطه و یه دور بزنیم هرچند که هوا هنوزم گرم هست. تو هم تقریبا دختر خوبی بودی،تقریبا چون هنوز خیلی از خونه دور نشده بودیم که شروع کردی به غرغرکردن و از اونجاییکه اصلا با گرما آبتون تو یه جوب نمیره کم کم داشتی از گرما کلافه میشدی.و ماهم تا قبل از اینکه شروع کنی به گریه کردن سریع خودمونو رسوندیم خونه.اینم شد خاطره اولین گردش دختر خوشکلم با کالسکه گل گلیش... ...
نویسنده :
عمه الهام
13:17
النا خانم، دخمل شیرین ما...
گل اندام بانو شیشه شیر میخورد ، با شیشه اش بازی میکند و خلاصه بد نمی گذراند ...
گل اندام بانو آماده رفتن به مدرسه...
داریم به اول مهر و شروع سال تحصیلی 93-92 نزدیک میشیم.دختر من هم تصمیم گرفته با دقت زیاد کتاباش رو مرور کنه و خودشو برای رفتن به مدرسه آماده کنه تا با آمادگی کامل به استقبال ماه مهر بره...(دختر خوشکلم تازه از حموم دراومده،بخاطر اینه که کلاه به سر داره مطالعه میکنه) باز آید بوی ماه مدرسه/بوی بازی های راه مدرسه ...
نویسنده :
عمه الهام
13:15













